خرید بک لینک

نوشته بود

اونی می میره که زندگی نکرده!!!!

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

به نظرم ماها بیشتر کار می کنیم که پول دربیاریم

کار نمی کنیم که یه خلاقیتی از خودمون نشون بدیم

یا یه خدماتی رو ارائه بدیم

همه چی تو این مملکت با این وضعیت خراب شده,

شده پول!!!!

اینه که تقریبا تو هر کاری و هر صنفی میری

یه عده هستن که منت وظیفه اشون رو سرت میزارن

و کارشونو درست انجام نمیدن!!!!

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

اول)می دونین ما از دردهایی که غریبه ها بهمون میزنن نمی میریم,بقول اون ضرب المثل یا جمله معروف قوی تر میشیم...اما ضربه هایی که دوستانمون به ما میزنن,قطعا ما رو میکشه!!!! دوم)دیروز بیرون بودم...برای خریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

×چرا هنوز تو فکر اون ماجرایی؟تو که دوسش نداشتی.÷نه،دوسش نداشتم و همون موقع ها هم بهت گفتم.من ذهنم درگیرِ برای اینکه تو موقعیت جدیدی قرار گرفتم و هنوز با یادآوری هر لحظه و هر بارش دارم یادمیگیرم.مثل یهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

لیست دو نفره دوستامو چن روز پیش که نوشتم یادتون هستدیروز یکیش خط خورد!!!!!!همچنان براش دوست خواهم بود و هر وقت نیاز باشه کنارش خواهم بود اما اون رو هیچ وقت دیگه به عنوان دوستم قبول نخواهم داشت!به چه عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

نمیدونم شهرهای شما چطوریه

من امسال اصلا ندیدم کسی سبزه یا ماهی قرمز عید بفروشه...

در حالیکه هر سال از وسطهای بهمن بساط سبزه و ماهی کلی صفا میداد به شهر...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 3:14

لعنت به این جایی که ما توش زندگی میکنیم

لعنت به همه آدمهایی که اینجان

که زن رو همیشه کوچیک میکنن

که مردسالاری رو افتخار میدونن

که فک میکنن تا زن کوچیک نشه مرد بزرگ نمیشه!

لعنت به همتون

من مدتها بود آرزوی مرگ نکرده بودم

اما الان تو این لحظه تنها چیزی که از خدا میخوام مرگِ

که بمیرم و تموم بشه دیگه

چیه آخه این زندگی عن

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

+هفته قبل این روز من جدا از استرس این روزهای خودماستری شدید دیگه ای هم متحمل شدمو اون دزدیده شدن یکی از دختران مدرسه بودسه روز کامل بی خبری از بچه ای که خیلی ساده بود و همش فکر میکردم یعنی داره چی میگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

اینستا از کجا میفهمه ما تو چه مرحله ای از زندگیمونیم که پستهای مرتبط با اون رو روی صفحه عمومی میاره؟از روی پستهایی که نگاه میکنیم؟مثلا الان واسه من فقط از این پستهایی میاره که مربوط به خواستگاری و لباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

بعد از دقیقا نوزده روز سلام...

دلتنگ اینجا بودم

دلتنگ حرفهای بی تعارف...

دوری همیشه دوستی نیس!

دوری بیشتر وقتها دلتنگیِ

اینم خاصیت آدمیزادِ....

یک قسمتهایی از اون آدم نوزده روز قبل تغییر کرده...

بنابراین شاید کمی متفاوت تر دیدین منو...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

از من میشنوید به این چرندیات گوش ندین که میگن ازدواج کنین مهرش به دلتون میفته اگه کسی به دل آدم تو همون برخورد اول نشینه بعدا هم خیلی خیلی احتمالش کمه که خوشتون بیاد ازش... و چون ازش خوشتون نیومده نکاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

این هفته قراره اتفاقای خوبی برام بیفته

باید همه جملاتمو مثبت کنم از الان که مثبت ترین حالتش اتفاق بیفته

من خیلی تلاش کردم

خیلی

و می دونم خدا حساب کتابش دقیقه...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

خوشحالم که عاشقت نیستمخوشحالم که این بودنمون با هم هیچ وقت به دل بستگیو وابستگی ختم نخواهد شدو من توی رابطه ای خواهم بود که بیشترش رو منطق تشکیل میدهتا احساس...و ممنونم که یادم میاری مدام این مساله روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

بزارین خوشی دلم رو باهاتون شریک بشمتموم شداز پایان نامه ام دفاع کردمو درست همون روزی که باید خوشحالترین دختر دنیا می بودمشبش با گریه نمی دونم چقدر طول کشید تا خوابم ببرهروز بعدش صبح یک پست اینستاگرامیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

شاید هم چون حکمت خدا این بوده که این رابطه ابدی نشه

خاطراتش چه اینجا

و چه تو دفتر ثبت نشد که ابدی بشه

امروز وقتی بعد این مدت دفترمو باز کردم

آخرین جمله ای که نوشته بودم باعث شد اشکم در بیاد

"من میدونم خدا حافظ و ناصر من خواهد بود تو این روزهای زمستونی..."

و واقعا هم بود...

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 0:51

صفحه بندی