زندگی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
نوشته بوداونی می میره که زندگی نکرده!!!!
کار
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
به نظرم ماها بیشتر کار می کنیم که پول دربیاریمکار نمی کنیم که یه خلاقیتی از خودمون نشون بدیمیا یه خدماتی رو ارائه بدیمهمه چی تو این مملکت با این وضعیت خراب شده,شده پول!!!!اینه که تقریبا تو هر کاری و هر صنفی میرییه عده هستن که منت وظیفه اشون رو سرت میزارنو کارشونو درست انجام نمیدن!!!!
دوباره صلح
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
اول)می دونین ما از دردهایی که غریبه ها بهمون میزنن نمی میریم,بقول اون ضرب المثل یا جمله معروف قوی تر میشیم...اما ضربه هایی که دوستانمون به ما میزنن,قطعا ما رو میکشه!!!! دوم)دیروز بیرون بودم...برای خری
رابطه
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
×چرا هنوز تو فکر اون ماجرایی؟تو که دوسش نداشتی.÷نه،دوسش نداشتم و همون موقع ها هم بهت گفتم.من ذهنم درگیرِ برای اینکه تو موقعیت جدیدی قرار گرفتم و هنوز با یادآوری هر لحظه و هر بارش دارم یادمیگیرم.مثل یه
کنجکاوی
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
لیست دو نفره دوستامو چن روز پیش که نوشتم یادتون هستدیروز یکیش خط خورد!!!!!!همچنان براش دوست خواهم بود و هر وقت نیاز باشه کنارش خواهم بود اما اون رو هیچ وقت دیگه به عنوان دوستم قبول نخواهم داشت!به چه ع
سبزه
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:14
نمیدونم شهرهای شما چطوریهمن امسال اصلا ندیدم کسی سبزه یا ماهی قرمز عید بفروشه...در حالیکه هر سال از وسطهای بهمن بساط سبزه و ماهی کلی صفا میداد به شهر...
...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
لعنت به این جایی که ما توش زندگی میکنیملعنت به همه آدمهایی که اینجانکه زن رو همیشه کوچیک میکننکه مردسالاری رو افتخار میدوننکه فک میکنن تا زن کوچیک نشه مرد بزرگ نمیشه!لعنت به همتونمن مدتها بود آرزوی مرگ نکرده بودماما الان تو این لحظه تنها چیزی که از خدا میخوام مرگِکه بمیرم و تموم بشه دیگهچیه آخه این ...
دقت محاسبات
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
+هفته قبل این روز من جدا از استرس این روزهای خودماستری شدید دیگه ای هم متحمل شدمو اون دزدیده شدن یکی از دختران مدرسه بودسه روز کامل بی خبری از بچه ای که خیلی ساده بود و همش فکر میکردم یعنی داره چی میگ
درس بخوان فرزندم
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
اینستا از کجا میفهمه ما تو چه مرحله ای از زندگیمونیم که پستهای مرتبط با اون رو روی صفحه عمومی میاره؟از روی پستهایی که نگاه میکنیم؟مثلا الان واسه من فقط از این پستهایی میاره که مربوط به خواستگاری و لبا
دوری همیشه دوستی نیس
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
بعد از دقیقا نوزده روز سلام...دلتنگ اینجا بودمدلتنگ حرفهای بی تعارف...دوری همیشه دوستی نیس!دوری بیشتر وقتها دلتنگیِاینم خاصیت آدمیزادِ....یک قسمتهایی از اون آدم نوزده روز قبل تغییر کرده...بنابراین شاید کمی متفاوت تر دیدین منو...
نصیحت!!!
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
از من میشنوید به این چرندیات گوش ندین که میگن ازدواج کنین مهرش به دلتون میفته اگه کسی به دل آدم تو همون برخورد اول نشینه بعدا هم خیلی خیلی احتمالش کمه که خوشتون بیاد ازش... و چون ازش خوشتون نیومده نکا
شنبه
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
این هفته قراره اتفاقای خوبی برام بیفتهباید همه جملاتمو مثبت کنم از الان که مثبت ترین حالتش اتفاق بیفتهمن خیلی تلاش کردمخیلیو می دونم خدا حساب کتابش دقیقه...
بی سرو ته
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
خوشحالم که عاشقت نیستمخوشحالم که این بودنمون با هم هیچ وقت به دل بستگیو وابستگی ختم نخواهد شدو من توی رابطه ای خواهم بود که بیشترش رو منطق تشکیل میدهتا احساس...و ممنونم که یادم میاری مدام این مساله رو
تموم شد...
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
بزارین خوشی دلم رو باهاتون شریک بشمتموم شداز پایان نامه ام دفاع کردمو درست همون روزی که باید خوشحالترین دختر دنیا می بودمشبش با گریه نمی دونم چقدر طول کشید تا خوابم ببرهروز بعدش صبح یک پست اینستاگرامی
خاطرات
-
تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 0:51
شاید هم چون حکمت خدا این بوده که این رابطه ابدی نشهخاطراتش چه اینجاو چه تو دفتر ثبت نشد که ابدی بشهامروز وقتی بعد این مدت دفترمو باز کردمآخرین جمله ای که نوشته بودم باعث شد اشکم در بیاد"من میدونم خدا حافظ و ناصر من خواهد بود تو این روزهای زمستونی..."و واقعا هم بود...
خمیر
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:02
صبح هفت و ربع دم در مدرسه بودم!با پالتو و شال سبزو کلی فکرهای مثبتی که به خودم میگفتم تا روزمو خوب کنم!ده دقیقه بعدش معاون داشت از ناکارامدی بیمارستانها و دکترها میگفتاونوقت سرایدار که وسط بحث رسیدشرو
تلگرام...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:02
شماره یکی از همکارای آقا رو تو گوشی چند روز قبل سیو کرده بودمامروز تو تلگرام بین کانتکت ها یهو چشمم خورد به عکسهای پروفایلشو دیدم بیشترش عکس هانده ارچلِ و یا عکس نوشته هایی درباره بد بودن دنیا و آدمها
افسانه چشمهایت
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:02
قطعه افسوس از آلبوم افسانه چشمهایت همایون شجریان و علیرضا قربانی...و اونجاش که میگه: "من تماشای تو میکردم و غافل بودمکز تماشای تو خلقی به تماشای من است...گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟و چنان محو که
خونه زندگی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:02
1.بعد از یک ماه و نیمامروز رفتم کوهو خدا میدونهچقدر چقدر شاکرشم... 2.یک وقتهایی نفهمیدن و درگیر نشدن به یک سری چیزها خودِ نعمته!مثلا من الان یه ساعتی میشه نشستم دارم تو دیوار خونه های خوب لاکچری شهر ر
همکلاسی قدیمی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:02
یکی از بچه ای دوران دبیرستانمو دیدممن نشناختمشو اون بنده خدا هر چقد بهم لبخند میزد و هر قدر این لبخندو پررنگ تر میکرد من نمیدونستم کیهآخر سر طاقت نیاورده بود و پا شد اومد سر میزم...-تو فلانی نیستی که