خرید بک لینک
قرار نیس مو به مو بنویسم چی شده

ولی دلم میخواد...

1.

یکشنبه ها سخت ترین روز کاریه برام!چون با نهمی ها شروع میشه و با هشتمی ها تموم میشه!نهمی ها خیلی خود خفن پندارن و افاده ای...در عین حال که برام عزیز هستن ولی از یه حدی بیشتر دوسشون ندارم!حوصله ام سر میره سر کلاسشون!

هفتمی ها هم شیطونن...شیطون عجیب غریب!در عین بچگی حرفهایی میزنن که من خیلی بهم خوش میگذره...و خب امسال یه شاگردی دارم که خیلی دوسش دارم و برام عجیبه این میزان علاقه ام بهش!

2.

یکی از بدبختی های آدم می تونه این باشه که خواهر کوچیکت در حال سپری کردن دوران بلوغش باشه!

یه وقتایی خیلی کودکه یه وقتایی خیلی بزرگسال!!!!

یه وقتهایی شادترین آدم رو زمینه یه وقتایی افسرده...

یه روز آهنگو با صدای بالا گوش میده یه روز اصن تلویزیونم نمیخواد...(جا داره اینجا لعنتی نثار بی تی اس کنم که زندگی نداریم از دستشون.)

یه روز باهات خیلی صمیمیه یه روز بهت فحش میده و از نظرش تو بدترین آدمی....

خلاصه که دوران مخوفیه!!!!

3.

یه کمدین درون دارم که تو موقعیتهای حساس و پر استرس شروع به حرف زدن میکنه که هیجانو ببره بالا!

مثل امروز صب ساعت شش...

صب که با استرس جا موندن از مینی بوس کارم رفتم و دیدم ای دل غافل اصن مینی بوسی در کار نیست و خراب شده و نمیاد و یه دونه اسکناس سیاه هم ته کیفم نبود و تا سواری هایی بین شهری و ایستگاه من حدود بیست دقیقه راه بود مجبور شدم تو اون تاریکی هوا اون مسیر بی تردد خطرناک رو تنها تند برم که شاید خدا رحمی به حالم کنه و یه خود پرداز به پستم بخوره که شکر خدا دو تا پیدا کردم که اولی خراب بود لامصب و ناامید شدم...

با هر سختی بود رسیدم شهرستان

ولی تمام این مدت ,خانوم کمدین درونم به شدت تیکه می پروند و سعی در تلطیف اوضاع داشت!!!!

4.

دارم تلاش میکنم...دیروز کلی ورزش کردم.

برچسب: نویسنده: رادین رضایی تاريخ: يکشنبه 5 اسفند 1397 ساعت: 21:59

صفحه بندی